مادام ژئوس
آره شده دروغه ميگن آرزوهاتو بنويس تا بعدا كه برآورده شد يادت نره دوست داشتم دكتر شم آرزوم بود مطب داشته باشم نشد نميشه هرچقدر هم تلاش ميكردم نميشد ميخواستم مهماندار هواپيما شم نشد فقط به خاطر 3 سانتي متر!!! ميخواستم برم هنرستان گرافيك بخونم نشد عشقيو كه ميخواستم نشد مدرسه اي كه ميخواستم نشد هيچي نشد اين انصاف نيست خدا اين انصاف نيست ترو خدا به پاكترين بنده هات ترو به مقدساتت به دادم برس نزار اينجوري بمونه زندگيم ترو به خودت نزار بيا دستمو بگير بيا بيا من محتاج يه نگاتم بيا اگه فقط نوك انگشتمم بگيري تا آخر عمر دستتو ول نميكنم بد كردم به خودم به همه توبه توبه توبه هركار كردم توبه بيا بزرگي كن ببخش بيا كمكم كن نزار بقيه آرزوهام هم خراب شه ميدوتم دعاي پدر مادر پشتم نيست ميدونم نصف از مشكلاتم واسه همينه ميدونم چقدر بدم نزار ديگه اينجوري ادامه بدم دارم چوب همه كارامو ميخورم بسه به خودت قسم تنهام نزار اون دوره از زندگيت بعدنا واست مثه يه خزون يا پاييز دلگير ميشه كه تو عمق چشمات معلومه اما با خنده ها و زدن خودت به اون راه كم كم واست عادي ميشه خزون من 4سال پيش بود الان وقتي فكر ميكنم ميبينم چه رمان قشنگ ميشدي شايد هم يكي از همون فيلما كه آخرش اشك آدم درمياد 6ماه ديگه ميشه 19 سالم و اصلا باورم نميشه كه من همونم عوض شدم انقدر كه هم دوره ي بازي هاي كودكيم هم نميشناستم چند وقت ديگه دانشگاه...باوركردني نيست كه دوره زندگي آدما انقئر كوتاست گاهي يه آدمايي ميان تو زندگيت كه تكيه ميكني بهشون و ميشن قفل همه درهايي كه روت بسته بودن اما از اونجايي كه هركس طرز فكر خودش رو داره همه چي خراب ميشه گاهي وقتا يه كسايي هستن كه فكر ميكني عاشقشوني اما نيستي يعني خودت نميدوني كه قضيه چيه آدمايي كه ازشون متنفري خيلي راحت ميان تو زندگيت و ساعتها باهاشون حرف ميزني يه شبايي دلت هواي كسيو ميكنه كه اصلا وجود نداره انتظار آيندم رو ندارم دوست ندارم كه داشته باشم همه راه ها به روم بسته شد نه افسردم نه بدبخت فقط عادت كردم به اين روزها خستگي هميشه به معناي شكست و بدبختي نيست شدم مثه راننده اي كه 3شب بي وقفه رانندگي كرده و آخرش ميفهمه مقصد رو اشتباه اومده اراده ميخواد دوباره راه رفتن و دنبال مقصد گشتن تنها نيستم اصلا اما اونايي رو كه ميخوام نيسن آهنگ وبم رو كه گوش ميكنم اشكام ميان حامد ميگفت قبلنا آمار وبت خيلي بالا بود اين خيلي يعني خيلي الان ديگه نيست چون من ديگه نيستم همين خودت ميگفتي من واسه خوشحاليت همه كار ميكنم موقعي كه ماشينت وسط چهارراه بنزين تموم كرد از ته دلم خنديدم چه شب باحالي بود اون موقع مهم بودم چون تهمتي در كار نبود كسي كه اشكام رو ميكرد خنده خودش شد عامل اشكم يه فيلم عاشقونه ديدم كلي حالم گرفته شد ببينيدش (one day) حالم به خرابي همين مرده تو اين فيلمس كه گفتم باهاش اشك ريختم واسم جالب بود مگه نميبيني وضعمو؟؟؟ همه زندگيم ريخته به هم نميدونم چي ميخوام از اين زندگي نميدونم كيو ميخوام نميدونم خودم كيم از همه ميترسم انقدر ترسو شدم كه شبا نميتونم يه دقيقه تنها جايي باشم از خودم بدم مياد از اينكه نميدونم چي ميخوام كيو ميخوام از اين همه ترس خسته شدم از اين اخلاق مسخره و گندم از اينكه همه بهم بگن اخلاقتو عوض كن 3ماه ديگه كنكور دارم انگار نه انگار 3ماه ديگه آيندم معلوم ميشه و انگار نه انگار دارم خفه ميشم از اين همه فشار و استرس شبا هم از ترس نميتونم بخوابم نميدونم چه مرگمه خدااااااااااااااااااااااااا چسبيدم به درس كه اين 6 ماه رو بخونم و دانشگاه دولتي بيارم (با كمك مشوقم حامد) حامد كلي liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiike يه سري حرفا رو نميتونم درك كنم يعني باور نميكنم با اينكه ميدونم خيلي درسته پدربزرگم فوت كرد(باباي بابام) 2ماهه كه من شديدا عاشق بابام شدم خدا سايشو كم نكنه واقعا مردِ تكيه خدا كمكم كنه حالم بد نيست ازش زده شدم اما به خاطر موقعيتش نگهش داشتم آينده فوق العاده اي داره اما من حتي 1% هم دوسش ندارم اما نميخوامم بپره زندگيم ميگذره اينا رو اينجا نوشتم كه بعدا يادم بياد چي بودم
| miss-A |
